ى چنتا جمله.....
من و یه بنده خدایی تو یه مهمونی نشسته بودیم تا یک, یک و نیم ساعت ساکت بودیم و اصلا حرف نزدیم :|
بعد یکو نیم ساعت بهش گفتم بیا حالا در مورد یه چیز دیگه ساکت باشیم :|
.ملت شنیدن پیاده روی مفیده اما مثه اینکه واسشون شفاف سازی نشده رو زمین باید اینکارو کنن نه رو اعصابه ما!!!
.
الان بچه هفت ساله تخت 2نفره داره زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم !
.
اگر فکر میکنید با یک لبخند میتونید کسی رو خوشحال کنیدازش دریغ کنید بزارید حالش گرفته بشه !
.
تو حموم بودم ، مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزين میشناسی؟ گفتم : آره چطور مگه؟ مامانمم گفت : دختر همسایه بالایی اومده میگه : از علی عبدالمالکی نخون من دوس ندارم .از فرزاد فرزين بخون :|
.منطق من برای اداره ی وبلاگ 3 حالت داره:
يا حق با منه
يا شما نميفهميد حق با منه
يا اينقدر چیزیتون میگم كه كاملا بفهميد حق با منه
من: (((:
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:50 توسط نوید غفوری
|