.
 
انتظار برای  سبد کالا
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
 
.
.
 
خاله عمقزی که میگن ایناهاش
 
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
.
.

.
.

دوستم تو دوران مجردى میخواست دنیارو عوض کنه.

حالا زن گرفته؛
دیروز رفتم خونه شون دیدم نمیتونه
,کانال تلویزیونو عوض کنه…

 
..
.
 
ﭘﺮ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﺴﺮﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻢ
ﺩﯾﻨﯽ:
ﺁﻗﺎ ﺻﯿﻐﻪ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻣـﻮﻧَـﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺨﻮﻧﯿـــــﻢ؟
 
.
.
 
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
.
.
.
دﺧـﺘﺮﻩ ﭘﯽ ﺍﻡ ﺩﺍﺩﻩ : ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﯿﺎﻡ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺑﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﮐُﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ !!!

 

ﻣﯿﮕﻢ : ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﭼﯽ هستی ؟؟؟

ﻣﯿﮕﻪ : ﺷﻠﻮﺍﺭﮎِ ﻣﺸﮑﯽِ ﺗﻨﮓ ﻭ ﺗﺎﭖِ ﺑﻨﻔﺶ

تورو خدا ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺳﻄﺢِ ﺷﻬﺮ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﯿﻦ

.
.

.
.
 
اصن دست هرچی هنر نزد ایرانیا هست رو بسته
شلوارشون کشیده روی سرش و پاهاشم گذاشته تو لباسش و کفشاشم با دست گرفته
 
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
 
.
.

.
.
 
اینو نیگاه کنید عمه هم نداریم
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
.
.

.
.
 
داشتم دفتر خاطرات خواهرمُ میخوندم، تو اوجش بودم که نوشته بود: تو که الان داری فضولی میکنیُ میخونی زور نزن چیز خاصی گیرت نمیاد!
منُ میگی هول شدم دفتر ُ بستم فکر کردم منو میبینه از تو دفترش!
 
.
.
جرات نمیکنم یه دیقه بیایم کنار پنجره هوا بخوریم! مگه این دخترا میزارن
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
.
.
.
 
 
لطیفه ها و طنز های جدید (181)
 
.
.

.
.
 
دیروز اسم مودم وایرلسم رو گذاشتم «اگه میتونی هکش کن.» امروز، وقتی از خواب پا شدم، دیدم اسمش شده: «برو از خدا بترس»
 
.
.
.
 
اولین باری که از سر کلاس دانشگاه منو انداختن بیرون واسه این بود که ماژیک نمی نوشت. استاد گفت: چرا این نمی نویسه؟ منم گفتم دکمه شو بزن… استاد دو ثانیه به ماژیک نگاه کرد… بعد دیگه هیچی من خودم رفتم بیرون!
 
.
.
.
 

لطیفه ها و طنز های جدید (181)