ﺩﺍشتیم ﺁﺑﮕﻮﺷﺖ ﻣﯿﺨﻮﺭدﯾﻢ,

ﮔﻮﺵ ﮐﻮﺏُ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﻢ، ﺗﯿﺮﯾﭗ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ برداشتم ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ گفتم :

ﺩﺍﯾﯽ ﺟﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺵ ﮐﻮﺏ ﺳﻨﺶ ﺍﺯ من ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺭ ﻣﯿﮕﻪ : ﻓﺎﯾﺪﺷﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ! ینی با خـاکـ یکسانم کرد

..............................

الان باید یه منطقه حفاظت شده تو منطقه حفاظت شده بسازن

بعد واسه محیط بان ها محیط بان بان بذارن.

....................

یکی ازمشتریام زنگ زده که بگه ال‌سی‌دی موبایلش شکسته چیکار کنه.

گفتم خانم شکستگیش خیلی داغونه؟

گفت الان اسکرین شات میفرستم ببینین.

....................

وقتی واسه سحری خواب موندم و کلا ۲ دقیقه وقت دارم

902132_874.gif

 ....................

من کلاس گیتار میرفتم پدرم در میومد گیتارم رو با خودم بکشم این ور اون ور و تو تاکسى جا بدم،

بدبخت اینا که کلاس پیانو میرن،چه زورى دارن واقعا.

.....................

کبکها بین خودشون یه مثل دارن که میگه یارو عین آدم سرشو کرده تو موبایل. 

.....................

وقتی خرمالو میخورم

902135_155.jpg 

......................

واقعا چه فعل و انفعالاتی تو مغز یکی رخ میده که میگه

” تو که پیشی منی و میو، پس عشوه نریز و بیو”؟

......................

بعد از به تمدن رسیدن انسان ها،

کی‌ این ایده زود بیدار شدن رو پیشنهاد کرد؟

و چرا بقیه باهاش موافقت کردن؟

....................

اسم فیلم گذاشته ارادتمند نازنین، بهاره، تینا

بعد میخواد مجوزم بگیره،

مرد مومن حداقل اسمشو واسه رد گم کنی میذاشتی چاکرم اصغر، فتح الله، قاسم.

.....................

تقابل گریمهای مختلف استاد اکبر عبدی و استاد نیما شاهرخ شاهی در فیلمها و سریالهاشون

 902137_454.jpg

....................

جدی پول می‌دین می‌رین کلاس یوگا؟

خب تو همون خونتون برین تو تخت یکم ادا در بیارین بعدم بخوابین دیگه.

.....................

یه سلام هم کنیم به اونهاییکه بچه اول خانواده هستن. سلام موش آزمایشگاهی. 

......................

وقتی باهات قهره و داری منتشو میکشی! 

 902138_510.jpg

.........................

فقط شکارچی‌هامون اسلحه دارن و اینقدر محیط‌بان کشته میشن

اگه اسلحه آزاد بود ظرف یه هفته منقرض می‌شدیم.

........................

مدیرعامل بانک رفاه گفته از منتشر کنندگان فیش حقوقیم شکایت مى کنم؛

حاجى به خدا شرمنده که فهمیدیم پولاى خزانه رو یواشکى مى ریزى تو جیب خودت.

.......................

 902140_881.jpg

.........................

زنگ زدم به مامانم گفتم ناهار چی داریم؟

گفت همون سحری امروز صبح. گفتم سحری امروز صبح چی بود؟ گفت افطار دیشب.

ترسیدم ادامه بدم برسم به نوروز.

..........................

 یه کتاب بود بزم شاعران.

من تا هشت سالگی نمی‌فهمیدم چرا یکی باید از طریق یه کتاب قطور به شاعرا اعلام کنه که بزه.

...........................

لحظه خروج از سینما در ایران

 902141_131.jpg

.................

ماه رمضونا که منو میفرستن نون بگیرم همیشه یاد فیلم ۱۲ سال بردگی میفتم.

...................

 چرا اینقد تلویزیون بین سانسور، والیبال نشون میده؟ 

...................

fu9125.jpg