پاراگراف

ما نوع بشر جزئی از چیزی بسیار بزرگتر هستیم.
وقتی راه میرویم شاید سوسکی را زیر پا له کنیم، یا تغییری در هوا به وجود بیاوریم که به واسطه ی آن مگسی به جایی رود که در غیر اینصورت نمیرفت. حال بیاییم خودمان را در مَثَل چون حشره در عالمی برتر و مسلط فرض کنیم، آنگاه کاملا آشکار میشود که زندگی روزانه مان تحت تاثیر نیروهایی قرار دارد که اختیار ما بر آن بیش از اختیاری که سوسک بی نوا در زیر قدم های غول آسای ما بر زندگیش دارد نیست.
چه باید کرد؟ باید به هر راهی که میتوانیم از درک گردش کائنات و زمان بندی اقدام به عمل با آن استفاده کنیم که مجبور به جنگ با آن نشویم، با آن حرکت کنیم.
خاطرات یک گیشا | آرتور گلدن
............................

بشر موجودی منطقی نیست، موجودی است منطق تراش. به هرکار دست زد و به هرچه عادت کرد، سعی میکند برای آن دلیلی بتراشد و عذر و بهانه ای بیاورد. وقتی حرف می زنیم، بیشتر می خواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را، کسی که قانع شده باشد، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمی زند.
...................

سر جان ماکدونال انگلیسی در باب اخلاق ایرانیان بدین قرار اظهارنظر نموده است: ایرانیان چنانکه مشهور است نژادی خوش سیما و مردمانی مهمان نواز میباشند و در مقابل مصائب بردباری و نسبت به بیگانگان مهربان هستند و در رفتار و کردار بینهایت مودب و ملایمند و حرکات و سکناتشان دلپذیر است.
گفتارشان گیرنده و دلفریب و مصاحبتشان گوارا و دلپذیر است و لکن در عوض فاقد بسیاری از صفات پسندیده اند چنانکه در تمام فنون مکر و حیله و دوروئی و ریاکاری ماهرند و نسبت به زیردستان شقی و غذار و در مقابل زبردستان افتاده و فروتن میباشند. ازین گذشته مردمی هستند بیرحم و کینه خواه و حریص فاقد ایمان و محروم از صفات قدرشناسی و شرافتمندی.
خُلقیات ما ایرانیان | سید محمدعلی جمالزاده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 20:3 توسط نوید غفوری
|