دلنوشته ای به پراید!!!

پراید عزیزم، شنیدهام مرز هجده میلیون تومان را رد کردهای.
پراید
خوبم، انژکتورت را قربان، ای لاستیکت تو حلق هرچی نامرده، ای فدای برجستگی صندوق
عقب تو، ای دور رینگت بگردم، فکر میکردی یک زمان به مدد تلاش شبانه روزی
عده ای هجده میلیون تومان بشوی؟!
ای پراید، ای نازنین، ای
ماکسیما مخفی، ای طرح ژنریک بنز، ای پرادو خاک پای تو الان در شرایطی
هستی که میتوان لنتهایت را طوطیای چشم کرد. تو الان در موقعیتی هستی که
دود اگزوزت صد مرتبه از هوای فرحزاد مصفیتر است! تو چنان مقام و منزلتی
داری که مردم عاشق جیب چاک تو هستند. یعنی قیمتت جیب جر میدهد، باقلوا!
ای تراول,ای چک متحرک، ای هر دور لاستیک تو شیش ماه کار کردن من، ای که دیروز در حد غضنفر بودی و امروز اما یک پا «آرزو» شدی.
همینطور
که در خیابانها حرکت میکنی و از مردم دل میبری به جان عده ای با بالا
گرفتن برف پاککنهایت دعا کن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد
کیمیاگری بلد بودند، که توانستند نه مس، که لگنی مانند تو را طلا کنند؛ آن هم
طلای هجده عیار! باز من نمیدانم چرا این مردم ناسپاس از عده ای انتقاد
میکنند!
قیمت پراید امروز، قیمت زانتیای یک سال پیش است. آیا این امر به راحتی به دست میآید؟
خدا رو چه دیدی.شاید یه روزی پراید شد 40 میلیون!!!
خدا رو چه دیدی.شاید یه روزی پراید شد 40 میلیون!!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:56 توسط نوید غفوری
|